بوم بووم بوووم بووووم بوووووم
چی گفتم؟!
هرچه من سوختم از آتش فهمیدن بود,کاش از روز ازل هیچ نمی فهمیدم
جای خالی ات مثل کفش سیندرلا
اندازه ی هیچ یک ازمردم شهر نشد!
حتی به زور . . .
سلام
نمیدونم چی بگم؟!از همه معذرت میخوام
اونایی که اومدن کامنت گذاشتن اما کامنتاشون بی جواب مونده شرمنده!!!
خطاب به رها:
فوضولیش به تو نیومده کاسه ی داغ تر از آش
امیدوارم فهمیده باشی؟!
3 اردیبهشتم اومد و رفت
و من رفتم تو 18 سال!!!
به شکست دل من یا به پیروزی خویش!
به چه چیز؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد!
به چه میخندی تو؟
به دل من که تا به ابد یک لحظه به فکر خود نیست!
خنده دار است
بخند . . .

شماره ی پرواز:سه
مدت سفر:حدود16ساعت
به مقصد:شهر خدا
لطفا کمربندهای ایمنی را بسته
و تا پایان سفر به علامت خوردن و آشامیدن ممنوع توجه فرمایید...
با تشکر
التماس دعا
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند . . .
آهای کافه چی
میزهایت را تک نفره کن
نمی بینی همه تنهاییم...؟!
سلام
ضمن عرض تبریک تولد امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع)
امیدوارم حالتون خوب باشه
شرمنده که دیگه آپ نمیکنم درگیر درس و امتحان و زندگی بودم
انشالله دیگه اینجوری نمیشه و تند تند پست جدید میذارم
تا پستای بعد:
خدانگهدار
خدایا حواست هست
صدای هق هق گریه ام
از همون گلویی میاد
که تو از رگش به من نزدیک تری!؟
۰۳/اردیبهشت/۱۳۹۱ :
تولدم مبارک
مادرم سفره ی کرباس سفید باز کرد و به سرش سبزه نهاد
شمع گریان وسط سفره نشست اشک او بر بدن سبزه فتاد
ماهی سرخ و طلایی رنگی که در آن تنگ بلورین جا داشت
هم چنان موج ب رقص آمده بود شاید او خاطره ی دریا داشت
گل نرگس که در آن گلدان بود جلوه ی عید دو صد چندان کرد
سکه ی زرد طلا در دستم می نهم بعد دعا می خوانم
با خدا راز و نیاز است مرا ناگهان یاد تو را می خوانم...
چشم برهم نهم و در اوهام بر دو چشم سیهت می نگرم
آه ای سرو دل آرام هنوز من همان عاشق خونین جگرم
مرغکی از لب دیوار پرید شب عیدی خبر از عید نبود
مرغ بیچاره دلم بود دلم که پرید از لب دیوار وجود
هفت سین نیمه تمام است ولی با خیال تو تمامش کردم
توسن سرکش اوهام و خیال دور میشد که لجامش کردم
۲۱ روز دیر:
سال نو مبارک
التماس دعا دارم خیلیییییی زیاد
توسن:اسب
کودکی در دلم به نماز آیات می ایستد
هنگامی که یادت پنجره ی احساسم را میکوبد...
کبریت و گاز وفندک
کلاغ و کبک و اردک
میخچه و جوش و کک مک
ویروس و قارچ و کپک
سنبل و یاس و میخک
رز و لیلیوم و چکاوک
احمد و اصغر و اتابک
بیژن و بهرام و بابک
علی و فرهاد و مزدک
مسلسل و بمب و پاتک
فشنگ و تانک و موشک
تفنگ و فشفشه و نارنجک
آچار و تایر و جک
سه تار و تار و تنبک
کرانچی و چیپس و پفک
تمر و تمرهندی و لواشک
ادویه و زردچوبه و نمک
گلابی و سیب و گرمک
کلم و هویج و زردک
داروگر و سیو و پرژک
آردن و مای و ببک
کنجد و زیتون و کرچک
گندم و ارزن و جوپرک
آیس پگ و کیم و یخمک
کاسنی و بیدمشک و خاسک
قرنیه و چشم و مردمک
ابرو و چشم و عینک
پیر و جوون و کودک
شیرخشک و نی نی و پستونک
اوباما و بوش و مبارک
متوسط و بزرگ و کوچک
دکمه و زیپ و سگک
مگس و پشه و سنجاقک
ماهی و تنگ و پولک
قرقره و نخ و بادبادک
دیوار و گچ و کارتک
زانو و پا و قوزک
Let s go
و Come و Come back
ولنتاینتون مبارک
شرمنده همه چیه وبلاگ قاطی شده امیدوارم به زودی مشکل حل بشه
برای جبران میخوام تو این پست یه خارج از گود کاملا متفاوت بذارم:
اسم شما به ژاپنی چی میشه؟!
A-ka
B-tu
C-mi
D-te
E-ku
F-lu
G-ji
H-ri
I-ki
J-zu
K-me
L-ta
M-rin
N-to
O-mo
P-no
Q-ke
R-shi
S-ari
T-s
U-do
V-ru
W-mei
X-na
Y-fu
z-zi
نویسنده:Kutakariku
گلویی کوچک و آشفته حالی
تو با یک خنجر خونین خونین
من و لالایی و گهواره خالی
پنج وارونه چه معنا دارد؟!

خواهر کوچکم از من پرسيد:
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت:
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت:ديروز خودم ديدم،مهران پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم:
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
پنج وارونه چه معنا دارد...
جانا پر پروانه ی ما را بپذیر
عشق دل دیوانه ی ما را بپذیر
یک روز دگر مانده به پیمان غدیر
تبریک صمیمانه ی ما را بپذیر
پیشاپیش عید غدیر مبارک

برگرفته از یه سایت
به امید اینکه کپی برداری از مطالبش پیگرد قانونی نداشته باشه
به من نگاه کن به من
به من که سبز بوده ام
به من که زرد می شوم
به من که گرم بوده ام
به من که سرد می شوم
به من نگاه کن به من
به من که تار بوده ام
به من که پود می شوم
به من که بود بوده ام
به من که دود می شوم
به من نگاه کن به من
به من که بی بهار تو
درخت بی جوانه ام
به من که بی وجود تو
خموش و بی ترانه ام
به من نگاه کن به من
به من که از فشار غم
شکسته ام خمیده ام
به من که اشک می رود
ز ناودان دیده ام
به من نگاه کن به من
به من که با تو بوده ام
به من که بی تو مانده ام . . .
سلام
دیگه واسه شفای پدربزرگم دعا نکنین...
مرا دردی است اندر دل اگر گویم زبان سوزد
اگر پنهان کنم کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
منجم کوکب بخت مرا از برج بیرون کن
که من کم طالعم ترسم ز آهم آسمان سوزد
سلام
امیدوارم همگی شاد و سرحال باشین
اومدم ازتون یه خواهش بکنم:
هرکی این پستو میخونه لطفا یه صلوات بفرسته و
واسه ی سلامتی همه ی مریضا دعا کنه از جمله پدربزرگ من
الان که دارم این پستو تکست میکنم پدربزرگم توی بیمارستانه
صبح ساعت ۷ بردنش نمونه برداری...................دعا کنین دوباره سلامتیش برگرده
باورتون نمیشه وقتی توی رختخواب خوابیده بهش نگاه میکنم دلم آتیش میگیره
واسش دعا کنین...............ممنون

با عرض پوزش از آقایون
این پست فقط جنبه ی شوخی داره:
از خدا میپرسن چرا دخترا ناقض العقلن؟
خدا گفت:چون اگه ناقص العقل نبودن زن مردا نمیشدن
روز دختر بر همه ی دخترا مبارک
لحظه ای که خودم را داخل شهری یافتم که هرکس آرزوی یک ثانیه آنجا بودن را دارد
لحظه هایی که برای دوری از چشم اعراب بیرون از مسجد پیامبرت به خواندن زیارت دسته جمعی مشغول می شدیم
لحظه ی اول دیدن گنبد خضراء پیامبرت را
آری خوب به یاد دارم
لحظات طلوع خورشید که مناره های وسط مسجد مانند چتری آغوش باز می کردند تا سایبان زائرین باشند
و اما کم کم لحظه ی وداع فرا رسید...
با سرعت هرچه تمام تر از جاده ها عبور می کنیم و در هر دقیقه ده ها کیلومتر از مدینه ی پیامبرت فاصله میگیریم
اما در عوض به شهر خودت نزدیک می شویم
آن لباس ها ی سراسر سفید و آن لبیک گفتن ها ی مسجد شجره و مسجد تنعیم چقدر زود گذشتند
لحظه ای که در حال احرام سهوا خودم را در شیشه ی اتوبوس نگاه کردم و ناگاه به خاطرم آمد که محرم هستم
آن دم که به زمین مسجدالحرامت چشم دوخته بودم و همین که سر برآوردم عظمتت را در یک نگاه دریافتم
وقتی سر بر سنگ فرش کف مسجدت نهادم و اشک می ریختم حس کردم به نهایت خواسته هایم رسیده ام
با چه شوقی دور کعبه ات می گشتم............................صفا و مروه ات را با چه عشقی طی می نمودم
فقط تو میدانی
و اما آن ساعت نحس فرارسید
یک ثانیه ماندن در فرودگاه جده به اندازه ی یک سال می گذشت
آری دوازده ثانیه ی سفر تمام شد . . .
کوله بارت بربند
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد
که به مقصد برسیم
بشناسیم خدا را و
بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم
سلام خوبین؟؟؟
میدونم واسه ماه رمضون یکم دیر پست گذاشتم ولی در عوض الان میتونم بگم:
نماز روزه هاتووون قبووول
سحر و موقع افطار یاد منم باشین فقط به فکر شکم نباشین.....................
ما شقایق های طوفان خورده ایم
سیلی ناحق فراوان خورده ایم
ساقه ی احساسمان خشکیده است
زخم ها از تیغ و طوفان خورده ایم
هیچکس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهاییم را حس نکرد
درمیان خنده های تلخ من گریه ی پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد. . .
سلام سلام
زیارتم قبول.............
خوبین؟؟؟
در نبود من بهتون خوش گذشت؟؟؟
من ازونجا کامنتارو چک میکردم فقط چون کاماشون
فارسی نداشت نتونستم واستون پست بذارم
انتهای یک پریشانیست حرفش را نزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشم هایم بی تو بارانیست حرفش را نزن
سلام
امیدوارم همتون خوب باشین
فردا شب ساعت ۱ دارم میرم مکه
واسه همتون دعا میکنم
اینم آخرین پستمه تا اوایل مرداد
خوش باشین
بای......................بای.........................
میدونم خیلی دیره
شرمندم جایی بودم که به اینترنت دسترسی نداشتم
نتونستم روز پدرو تبریک بگم
معذرت...................................
حالا با یه دنیا شرمندگی میگم:
باباها روزتوووووون مبارک . . .
سلام
خوبین همگی؟!
باشه من تسلیمم.....................
اینم از آپ:
دلم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت
بعد من بنویسید بر روی سنگ
با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ:
او که خوابیده است در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد . . .
روز در انواع نعمت ها وناز
شب بتی چون ماه در برداشتن
جون صبا در مزرع سبز فلک
بال در بال کبوتر داشتن
تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن
بر تو ارزانی که ما را خوش تر است
لذت یک لحظه مادر داشتن . . .
سلام
چون دیدم به دلیل امتحانام نمیتونم ۳خرداد آپ شم امروز آپ شدم که بگم:
مامانا روزتوووووون مبارک . . .
نصیحت یه شوهر به زنش:
هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی فوری با دمپایی نکوب تو سرش
بی توجّه از بغلش رد شو . . . این کار از صدتا فحش براش بدتره!!!